رفتم از اینجا
سابق ، وقتی اجاره نشین بودیم ، وقتی تازه به خونه ایی عادت می کردیم یا وقت اجاره نامه تموم می شد یا صابخونه جیبش خالی بود یا ... اون وقت بود که بایستی دنبال جای جدید می گشتیم . روز اسباب کشی جدای از ریخت و پاش و دنگ و فنگ و کش و دارش ، دلتنگی خاصی داشت . خونه ی که مدتی با در و دیوارش حرف زدی و اون صبورانه بهت گوش داده ، خونه ایی که تمام غم و شادی تو را شریک بوده و لحظه های دلتنگی و خستگی تا را تو دل خودش هضم کرده ، الان بعد از ۵-۶ سال باید رفت .
به همون بی دلیلی که بودم ، به همون بی دلیلی رفتم یه جای نو .
آدرس جدید را برا همسایه می نویسم . اگر خواستید بپرسید بهتون می گه ...
شادِ شادِ شاد
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خونه جدید
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 16:55  توسط
|
